معماری
خانه / استاد علوی / سخنرانی ها / جلسه عمومی ۲۶ اردیبهشت ۹۶- شماره ۲۵۲

جلسه عمومی ۲۶ اردیبهشت ۹۶- شماره ۲۵۲

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بِسْمِ اللَّه‏الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏

الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد واله الطاهرین سیما بقیه‏الله فی السموات و الارضین

امام خمینی رضوان الله تعالی انسانی بود که در طول ۸۰ سال زندگی خود هیچگاه به دنیا رو نیاورد و با هوش، استعداد و نورانیتی که خداوند در افراد خاص به وجود می ‏آورد، یکی از بزرگترین انقلاب‏های جهان را رهبری کرد و تا آخرین لحظات عمرش لحظه‏ای به دنیا توجه نداشت. این مسئله مورد تایید بزرگان اهل عرفان و سیروسلوک بود و شکی در آن نیست. بسیاری از مطالبی که ایشان گفتند، حقیقت بود و حرف ایشان، حرف خدا بود. به عنوان مثال ایشان فرموده بودند اگر رئیس جمهور و مسئولین کشور خوی کاخ‏ نشینی پیدا کنند، باید فاتحه مملکت را خواند و امروز متاسفانه این اتفاق افتاده است. امروز مسئولین کشور، خوی کاخ نشینی پیدا کرده ‏اند و برای این کاخ نشینی خود بدون هیچ ترس و هیچ احتیاطی، ثروت اندوزی می ‏کنند، نمونه‏ اش نیز فیش‏های حقوقی نجومی و ثروت‏هایی است که اندوخته ‏اند و چنین افرادی دیگر نمی ‏توانند از این اخلاق خود دست بردارند و اگر هم چنین ادعایی کنند، قطعا دروغ است.

این مسئله یک بعد قضیه است و ابعاد دیگری نیز وجود دارد؛ قراردادهای پنهانی که بسته شده است، اعتقاداتی که دارند که متاسفانه اعتقاداتشان اسلامی نیست و دنیاطلبی و روشن‏فکری سکولاریزم بر اکثریت این افراد حاکم است. تفاوتی هم بین اصولگرا و اصلاح طلب وجود ندارد، در هر دو گروه این افراد پیدا می ‏شوند البته استثناء هم در میان آنها وجود دارد، استثناهایش هم کم نیست اما استثناها نسبت به افراد منحرف کم هستند و این افراد در ثروت، قدرت و سیاست حاکم هستند. این اتفاق افتاده است و این افراد مانند یک غده سرطانی خطرناک در کشور جا افتاده‏ اند و برای از بین بردن آنها باید یک جراحی بسیار بزرگ کرد، لذا باید کار انقلابی صورت گیرد و اتفاق بزرگی رخ دهد در غیر این صورت این غده سرطانی انقلاب و درنتیجه کشور را از بین می ‏برد. این کار، جز با آگاهی مردم و جز با گسترش فرهنگ ولایت امکان‏پذیر نیست. این مسئله یک واقعیت است که قبح ثروت اندوزی و فساد مالی ریخته شده است و این بسیار خطرناک است. انقلاب ایران یک انقلاب ضد سرمایه‏ داری و انقلابی برای از بین بردن فاصله طبقاتی بود اما با نفوذ عناصر شیطانی طوری شد که امروز نه تنها سرمایه‏ داری حاکم شده بلکه اختلاف طبقاتی نیز بسیار زیاد شده است و قبح این مسئله ریخته است.

البته چنین اعتقادی صحیح نیست که انقلاب ایران برای مبارزه با سرمایه‏ داری بوده است. در زمان انقلاب اگر فردی را کافر و کمونیسم خطاب می ‏کردند، آنقدر بد نبود که او را سرمایه‏ دار خطاب کنند. اسلام ضد سرمایه ‏داری نیست بلکه معتقد به سرمایه و تکثیر و گسترش ثروت است اما در کنارش به مسئله مهم توزیع ثروت نیز می ‏پردازد. به عبارت دیگر اسلام معتقد است گسترش ثروت، تولید ثروت و توزیع ثروت باید با هم باشند.

امروز یک پدیده وحشتناک پیش آمده است، به عنوان مثال زمانی که گوجه سبز را با قیمت هر کیلو ۱۲۰ هزار تومان برای فروش می ‏گذارند عده بسیاری از چنین قیمتی تعجب می ‏کنند و بسیاری توانایی خرید آن را ندارند اما فروشنده از این مسئله نگرانی ندارد زیرا می ‏داند کسانی هستند که گوجه سبز را با این قیمت می ‏خرند پس روی دستش نمی ‏ماند و این اتفاق بهترین دلیل برای اثبات وجود شکاف طبقاتی است.

علت تمامی این مشکلات این است که قبح این مسئله ریخته شده و فرهنگ مبارزه با ظلم و چپاول از بین رفته است. حاکمیت افرادی که با سرمایه خودشان فرهنگ، دیدگاه‏ ها و نظرات را تغییر می ‏دهند و بی دینی را گسترش می ‏دهند فاجعه‏ ای است که امروز کشور با آن رو به رو است. فهم این مسئله نیازی به تحلیل ندارد، این حرف امام بود که هرگاه مسئولین به کاخ نشینی رو بیاورند فاتحه کشور را باید خواند. این خطر بزرگی است و کسانی که در انتخابات شرکت نمی ‏کنند و کسانی که شرکت می ‏کنند و بد انتخاب می ‏کنند در این جرم بزرگ شریکند و این گناه بزرگی است، از بی نمازی بدتر است زیرا کسی که نماز نمی ‏خواند، بین خود و خدا رابطه‏ای را به هم زده است اما این که فردی سبب شود بر گرده مسلمان‎ها افراد ظالم و جنایتکار و مجرم مسلط شوند، گناهی است که حق‏الناس است پس باید آگاهانه رای داد و هر کسی باید بداند که در این کشور با چه خطراتی روبرو است.

علت قیام امام حسین(ع) این بود که در برهه‏ای از زمان متوجه شد بی دینی دارد فرهنگ می ‏شود و قبح ظلم و گناه و حرام ریخته شده است و متاسفانه امروز این اتفاق در حال تکرار شدن است. مسئولین تراز اول کشور کارهایی می ‏کنند و حرف‏هایی می ‏زنند که باعث شده قبح فساد، دزدی، اختلاس و بی دینی بریزد. آنگاه که یک ریس جمهور، یک روحانی برای به دست آوردن چند رای دروغ می ‏گوید، تهمت می ‏زند و … اصلا صلاحیت ندارد که کوچکترین مسئولیتی به او سپرده شود.

در ادامه بحث مسئله ثروت در اسلام ذکر این نکته ضروری است که از نظر اسلام ثروت خوب است اما در دست غیر مسئولین. مسئولین نظام اسلامی باید مانند مردم عادی زندگی کنند. البته منظور از ثروت، این ثروت‏های غیر قابل تصور برای افراد عادی جامعه است زیرا این ثروت‏ها خطرناک هستند. مگر این که فرد از مسئولیت کنار بیاید سپس به دنبال کار و تجارت رود و پول دربیاورد اما این که در پستی باشد و از طریق مقامی که دارد ثروت اندوزی کند، گناه بسیار بزرگی است. این مسئله برای علما، روحانیون و مسئولین بسیار بد است مگر این که این ثروت مال شخص خودشان نباشد. برخی از علما حوزه‏های علمیه و موسسات خیریه دارند و تمام ثروتی که وارد می ‏شود در محل مشخصی خرج می ‏گردد، در این حالت اشکال ندارد زیرا این ثروت برای خودشان نیست و در زندگی شخصی خود بسیار ساده زندگی می ‏کنند و این ثروت‏ها برای تبلیغ دین و گسترش حوزه‏های علمیه در سراسر دنیا و در کشورهای مسلمان و برای امور خیر و عام‏المنفعه خرج می ‏شود. اما اگر ثروت برای شخص خود و خانواده‏شان باشد، حال چه عالم باشد چه غیر عالم، در نظام اسلامی ساقط است و باید با آن مبارزه کرد و در مقابلش ایستاد و حذفش کرد.

امیرالمومنین(ع) می‏فرماید:

(ما رآیت نعمه موفوره الاّ و بجانبه حق مضیع)[۱]

«نعمت فراوانی ندیدم مگر در کنارش حقی ضایع شده باشد.»

زراندوزی و گرایش و میل به رفاه دنیا، بزرگترین آفت و بزرگترین دلیل بر عدم عدالت و فسق یک انسان است، خصوصا این که آن فرد عالم و یا از مسئولین نظام اسلامی باشد بنابراین نه تنها نباید به آنها رای داد بلکه باید با این افراد مبارزه کرد. این افراد برای افزایش قدرت خود فرهنگ سازی و فضاسازی می ‏کنند، تهمت می ‏زنند و جامعه را از نظر فکری شست‏وشو داده و فضا را به نفع خود تغییر می ‏دهند و تفکرات و فرهنگ مردم را خراب می ‏کنند لذا باید با آنها مبارزه کرد و این مبارزه جزء از راه شرکت در انتخابات و رای دادن علیه آنها محقق نمی ‏گردد.

حال ممکن است عده‏ای معتقد باشند در میان افراد حاضر،یای خوب وجود ندارد اما همواره بر این مسئله تاکید شده است که در چنین مواردی حداقل کاری که می ‏توان انجام داد این است که بین بد و بدتر، بد را انتخاب کرد. البته در کل نظام اسلامی ایران به دلیل داشتن ولی فقیه خوب است. این نظام همیشه یک راننده مسلط دارد که ایشان اجازه نمی ‏دهد نظام به دره سقوط کند اما این خطرها وجود دارد و نظام را تهدید می ‏کند لذا مردم به عنوان اعضای جامعه موظف هستند در این امر به رهبری کمک کنند زیرا هر یک از اعضای جامعه در سلطه دیگران بر جامعه نقش دارند. بنابراین مردم باید به نقش خود در هدایت جامعه آگاه باشند و تمام بار این امر مهم را بر عهده امام امت قرار ندهند و وظایف خود را به درستی انجام دهند تا این کاروان به سوی قله پیروزی و رشد حرکت کند. جامعه ما در اصل و نسبت به گذشته‏ها رو به رشد و تکامل است و درباره مسئولین نیز به همین ترتیب است به این معنا که همان افرادی که نسبت به آنها انتقاد می ‏کنیم و معتقدیم که باید کنار روند، نسبت به کشورهای دیگر ممکن است خوب باشند اما نسبت به ایده‏آل جامعه اسلامی خوب نیستند لذا افراد باید بتوانند بین خوب و خوبتر یا اگر معتقدند که همه بدند، بین بد و بدتر، تشخیص دهند.

امیرالمومنین(ع) می ‏فرماید:

(لَیْسَ الْعاقِلُ مَنْ یَعْرِفُ الْخَیْرَ مِنَ الشَّرِّ وَ لکِنَّ الْعاقِلَ مَنْ یَعْرِفُ خَیْرَ الشَّرَّیْنِ؛)[۲]

«عاقل، آن نیست که خوب را از بد تشخیص دهد. عاقل، کسى است که از میان دو بد،آن را که ضررش کمتر است، بشناسد.»

عاقل آن کسی نیست که بفهمد چه چیزی خوب و چه چیزی بد هست. این عقل نیست، عاقل آن کسی است که بتواند بین خوب و خوبتر و بین بد و بدتر تشخیص بدهد. حتی اگر فرض شود در انتخابات تمامی کاندیداها سوابق بدی داشته باشند، اگر مردم انتخاب نکنند و رای ندهند، کشور در معرض خطر قرار می ‏گیرد. پس هر کسی وظیفه دارد رای دهد مانند این که فردی در بیابان بی آب و علفی گم شده باشد و غذایی برای خوردن نداشته باشد، یک خوک، یک سگ و یک گوسفند مرده آنجا وجود دارد که فرد باید تصمیم بگیرد و یکی را بخورد زیرا اگر این کار را انجام ندهد خواهد مرد، برای چنین فردی بهتر این است که گوسفند مرده را انتخاب کند.

لذا باید در انتخابات شرکت کرد زیرا عدم شرکت در انتخابات و کناره گرفتن مردم از نظام، خطر حمله دشمن به کشور را افزایش می ‏دهد. تفاوت ایران با کشورهایی مانند افغانستان و عراق و سوریه در همین است که در آن کشورها بین مردم دودستگی بود و دشمن از این موضوع استفاده کرد و کاری کرد خودشان به جان یکدیگر بیفتند. در این کشورها نیز اگر مردم یکپارچه بودند دشمن به هیچ وجه نمی ‏توانست حمله کرده و دخالت نظامی کند. بنابراین نباید نسبت به این مسئله بی تفاوت بود و باید در انتخابات شرکت کرد مانند مثالی که ذکر شد.

حال اگر فردی معتقد است هیچ یک از افراد کاندید برای پست مورد نظر فرد مناسبی نیست، باید سوابق همه افراد را بررسی کند تا متوجه شود کدام یک نسبت به دیگران گذشته بهتری داشته است. همچنین باید رفتار آنها را قبل از انتخابات و در جریان تبلیغ‏های انتخاباتی نیز در نظر داشت. قطعا به فردی که در جریان تبلیغات انتخاباتی دروغ می ‏گوید، تهمت می ‏زند، در مقابل مدرک فقط شعار می ‏دهد و کارنامه‎اش و خیانت‏هایش مشخص است نباید رای داد.

بنابراین وظیفه هر یک از افراد جامعه است که تکلیف کلی خود را بدانند و در انتخابات شرکت کنند و تمام تلاش خود را برای انتخاب بهترین و لایق‏ترین و صالح‏ترین فرد انجام دهند. وظیفه الهی و وظیفه عرفانی هر فردی این است که بر حکومت صالحان و شایسته‏سالاری کمک کند و این تفکر را گسترش دهد و تحت تاثیر جو و فضایی که دشمنان می ‏سازند، قرار نگیرد. درواقع یکی از راه‏های تشخیص فرد اصلح این است که به این مسئله توجه شود که دشمنان از کدام یک از کاندیداها حمایت می ‏کنند، فردی که دشمنان از او حمایت کنند قطعا نباید انتخاب شود. پس هر کسی باید به این وظیفه دینی، الهی و میهنی خود عمل کند و تنها کسی که ضد دین باشد در انتخابات شرکت نمی ‏کند یا اگر شرکت کند به نفع بدترین فرد رای می ‏دهد. حتی افرادی که دین ندارند اما ضد دین هم نیستند، نماز نمی ‏خواند، وظایفش را انجام نمی ‏دهد و اصلا اعتقادی به این مسائل ندارد اما می ‏خواهد در این کشور امنیت باشد و کشور در مسیر رشد باشد، چنین شخصی نیز موظف است که شرکت کند و بهترین را انتخاب کند.

 

[۱] شمس الدین، محمد مهدی، دراسات فی نهج البلاغه، ص ۴۰، بیروت، دار الزهراء، چاپ دوم، ۱۳۹۲ه. ق؛ 
جورداق، جورج؛ روائع نهج البلاغه، بی جا، مرکز الغدیر للدراسات الاسلامیه، چاپ دوم، ۱۳۷۵، ص ۲۳۳

[۲] مطالب السئول، ص ۲۵۰

همچنین ببینید

جلسه عمومی ۵ اردیبهشت ۹۶ – شماره ۲۴۹

جلسه ۲۴۹                                                                                                ۰۵/۰۲/۱۳۹۶ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بِسْمِ اللَّه‏ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏ الحمدلله رب العالمین …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *