معماری
خانه / استاد علوی / سخنرانی ها / جلسه عمومی ۸ آبان ۹۷- شماره ۳۲۱

جلسه عمومی ۸ آبان ۹۷- شماره ۳۲۱

جلسه ۳۲۱                                                                                  تاریخ ۱۳۹۷٫۰۸٫۰۸

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم‌الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد واله الطاهرین سیما بقیه‏الله فی السموات و الارضین

فهرست:

فلسفه پیاده‏ روی اربعین؛

ارتباط پیاده‏روی اربعین با سیاست گذاری‏های دولتی؛

با چه کسانی ارتباط روحی برقرار کنیم؟

اهمیت زیرنظر اولیاءالهی بودن.

   

  • فلسفه پیاده‏ روی اربعین

در باب مشی پیاده‌روی به‌طرف کربلا روایت داریم:

«مَنْ خَرَجَ مِنْ مَنْزِلِهِ یُرِیدُ زِیَارَهَ قَبْرِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ ص إِنْ کَانَ مَاشِیاً کَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِکُلِّ خُطْوَهٍ حَسَنَهً وَ مَحَی عَنْهُ سَیِّئَهً.»؛ «کسی که از منزلش بیرون آید و قصدش زیارت قبر حضرت حسین‌ابن‌علی علیهما السّلام باشد اگر پیاده رود خداوند منّان به هر قدمی که برمی‌دارد یک حسنه برایش نوشته و یک گناه از او محو می‌فرماید.» بعد مادی این مطلب که ائمه علیهماالسلام فرمودند مسلم است و به دلیل آثاری است که دارد؛ تا مکتب امام حسین علیه‌السلام یعنی اسلام ناب در دنیا زنده و پایدار ­بماند. اما علت معنوی و پایدارش بدلیل ثواب‌ها و پاداش‌هایی است که برای فرد نوشته می‌شود. البته پاداش‌های معنوی و ابدی هم برای همین علت‌های دنیایی است چون با نام و مکتب امام حسین علیه‌السلام دنیا به بهشت تبدیل می­شود. پس همه باید تمام تلاش و سعیشان این باشد که جزء کسانی باشند که به یاران ابی‌عبدالله(علیه السلام) نزدیک هستند.

در زیارت عاشورا و در دعای علقمه خوانده می‌شود: «اللهم ثَبِّتْ لی قَدَمَ صِدْقٍ»؛ یکجا می‌گوید: «عِنْدَکَ مَعَ الْحُسَیْنِ» و یکجا می‌گوید: «عندهم»، یعنی نزد اهل‌بیت(علیهم السلام). این قدم ثابت داشتن برای نزدیک شدن به آن هفتاد و دو نفری است که در کربلا بودند و جزو انسان­های تاریخی شدند. آن‌ها ارواح برگزیده‌ای بودند که در عالم اصل، در عالم ذر برای این کار خیر گزینش شده بودند. پس همه باید تلاش کنند به آن‌ها نزدیک شوند و جزو کسانی شوند که در این قضیه ثابت‌قدم ماندند.

تقرب به خداوند، [از طریق] تقرب به اولیاء است؛ چون خداوند مکان خاص و ثابتی ندارد.

نزدیک شدن به اولیای خدا یعنی اینکه اعمال انسان مثل آن‌ها باشد و دستورات آن‌ها را انجام دهد.

  • ارتباط پیاده‏ روی اربعین با سیاست گذاری‏های دولتی

این راهپیمایی بزرگ اربعین نام حسین(علیه السلام) و مکتب او را زنده نگه‌داشته است و دست کسی هم نیست. نباید این‌طور تصور شود که این‌ها سیاست‌ها و برنامه‌های جمهوری اسلامی است یا کسی در جمهوری اسلامی این فکر به ذهنش رسیده است؛ خیر این‌طور نیست. این مسئله‌ی اربعین و مسئله‌ی کربلا از زمان ائمه(علیهم السلام) بوده است. در سال‌های قبل از صدام و قبل از انقلاب که راه کربلا بسته نبود یک مداحی می‌خواند: دل‌های کربلایی الآن کجا هستید؟ از اطراف و اکناف می‌کوبند چنین روزی در کربلا باشند؛ یعنی این یک سنت هزار ساله است. البته در زمان صدام ملعون -که خداوند عذاب خودش و طرفدارانش را زیاد کند- این برنامه ضعیف شد. همان‌طور که وقتی رضاخان ملعون هم آمد مراسم عزاداری در ایران تعطیل شد و در زمان پهلوی هم همین‌طور داشت روزبه‌روز کمرنگ‌تر می‌شد. طاغوتیان از همان اول می‌خواستند این‌ها را تعطیل کنند. متوکل عباسی دستور داد همان چهار تا چوب و داربستی را که برای این بود که هر کس به زیارت قبر امام حسین(علیه السلام) می‌رود زیر سایه‌اش بنشیند و زیارتی و دعایی بخواند را خراب کنند و بر قبر هم آب بستند تا هیچ اثری از آن باقی نماند.

ولی ائمه و اولیای خدا این قبر را نشانه می‌گذاشتند و مشخص می‌کردند.

تا زمان امام صادق(علیه السلام) هیچ‌کس نمی‌دانست قبر امیرالمؤمنین(علیه السلام) کجاست! امام صادق(علیه السلام) یک سنگی گذاشت و فرمود اینجا قبر امیرالمؤمنین(علیه السلام) است. قبر اباعبدالله هم همین‌طور بود. برای نابودی نام مقدس اهل‌بیت(علیهم السلام) خیلی تلاش کردند ولی زینب کبری سلام‌الله‌علیها به امام زین‌العابدین(علیه السلام) فرمود که مادرم و پدرم به من گفتند اینجا یک زمانی بارگاهی می‌شود که شیعیان از تمام دنیا به اینجا می­آیند؛ و این اتفاق افتاد. این‌ها معجزات الهی است که همه باید سعی کنند در عظمت و بزرگداشت آن بکوشند.

  • با چه کسانی ارتباط روحی برقرار کنیم؟

روایت است که اگر کسی قبر شاه عبدالعظیم حسنی(علیه السلام) را که در ری هست زیارت کند؛ گویی اباعبدالله حسین(علیه السلام) را زیارت کرده است. ایشان شخصیتی بزرگ از اصحاب امام هادی(علیه السلام) است که امام هادی(علیه السلام) فرمودند: «قبر ایشان را زیارت کنید.»

فلسفه‌ی عرفان مقربین همین ارتباط روحی با اولیای خداست.

کنار قبر بزرگان رفتن ارزش زیادی دارد. خصوصاً در چله­هایی که گرفته می­شود باید با آن‌ها ارتباط برقرار کرد. ابن‌بابویه، شیخ صدوق در نزدیکی شاه عبدالعظیم؛ ایشان هم شخصیت بزرگی بوده است. مرحوم حکیم ملاعلی نوری می‌فرمایند: «وقتی‌که آنجا سیل آمده بود و می‌خواستند آنجا را خراب کنند ما رفتیم آنجا و بدن شیخ صدوق را که سالم مانده بود دیدیم. غیر از قسمت عورتین او که با یکپارچه‌ی پوسیده‌ای پوشانده شده بود بقیه‌ی بدن او صحیح و سالم و تر و تازه بود. مثل اینکه تازه غسلش داده باشند.» و از آن عجیب‌تر برخی نقل کرده‌اند که وقتی دست شیخ صدوق را نگاه کردند دیدند ناخن‌های یک دست گرفته شده و ناخن‌های دست دیگر گرفته نشده است و چون در تاریخ آمده که ایشان شب جمعه به رحمت خدا رفتند معلوم می‌شود ایشان برای آنکه به هر دو روایت – دو روایت داریم یکی اینکه ناخن‌ها را روز پنج‌شنبه بگیرید و یکی دیگر اینکه ناخن‌ها را روز جمعه بگیرید – عمل کرده باشند و به ثوابش برسند ناخن‌های یکی از دست‌ها را روز پنج‌شنبه می‌گرفته و یکی دیگر را روز جمعه.

این معروف است که ابن‌بابویه (شیخ صدوق) به دعای امام زمان(عجل الله فرجه) متولد شده است. پدرش نامه‌ای به امام زمان(عجل الله فرجه) می‌نویسد و از ایشان می‌خواهد که دعا کنند خداوند به او فرزندی دهد که خادم دین باشد و توسط نواب خاص به دست ایشان می‌رساند. امام زمان(عجل الله فرجه) جواب می‌دهند که: «ما دعا کردیم و ان‌شاءالله خداوند به شما پسر صالحی می‌دهد.» این‌ها شخصیت‌هایی هستند که ارتباط با آن‌ها مهم است.

آیت‌الله جوادی آملی از استادشان حضرت شیخ محمدتقی آملی نقل می‌کردند که فرمودند: «بزرگان و علمای ما کنار قبر بزرگان می‌رفتند و از آن‌ها استمداد می‌کردند.»

شاگردان ارسطو می‌رفتند کنار قبر ارسطو آنجا درس می‌خواندند، بحث علمی می‌کردند که اگر با مشکلی رو به رو شوند روح ارسطو به کمک ایشان بیاید و معضلات علمی آن‌ها را حل کند.

عرفان مقربین همین ارتباط روحی است که نباید این بزرگان را مرده بپنداریم؛ مانند تفکر پلید، خرافی و جاهلانه‌ی وهابیت که وقتی کسی از دنیا برود دیگر تمام شد و رفت.

این بزرگان هستند و انسان می‌تواند با آن‌ها ارتباط داشته باشد. البته ارتباط با ارواح اولیای زنده در درجه‌ی اول است ولی با گذشتگان هم همین‌طور؛ یعنی روح انسان باید آن‌قدر قوی بشود که بعد از اینکه توانست از اولیای زنده امداد بگیرد روحش تقویت شود و بتواند از ارواح درگذشتگان، علما، ائمه(علیهم السلام) و پیامبران هم تقویت، انرژی و کمک بگیرد. خیلی دیده شده است که کسانی رفتند و نتایج بزرگی دیده‌اند.

انسان باید با شخصیت‌های بزرگی مثل شیخ صدوق، شیخ بهایی، شیخ طوسی، شیخ طبرسی، شیخ حر عاملی در مشهد صاحب وسائل الشیعه که کار بسیار ارزشمند و بزرگی برای همه‌ی مجتهدین است و غیره ارتباط داشته باشد.

  • اهمیت زیرنظر اولیاءالهی بودن

بحث [جلسه] قبل این بود که مسئله‌ی زیر نظر بودن چقدر اهمیت دارد. اینکه انسان نه به‌صورت غیرمستقیم بلکه مستقیماً زیر نظر یک ولی از اولیاء خداوند باشد. یکی از خطاها­ی بزرگان و شیعیان این است که تصور می­کنند اگر کارهای خیر مانند ساختن مدرسه، مسجد، بیمارستان، حوزه­ی علمیه و غیره انجام دهند خدمت کرده‌اند؛ اما تأکید روی این مسئله است که خیر، این خطر سقوط و انحراف را از بین نمی­برد. خطر سقوط و انحراف تنها زمانی از بین می­رود که انسان مستقیماً زیر نظر ولی خداوند کار کند.

علت اینکه برخی از علما و بزرگان در صدر اسلام، در طول تاریخ و در همین زمان سقوط می‏کنند یا برخی هم سقوط نمی­کنند اما انحراف پیدا می­کنند این است که به هر دلیلی مستقیم زیر نظر ولی خدا کار نمی­کنند.

مثلاً می‏گویند: «ولی خدا هست، رهبری می­کند، خدمت می­کند ما هم قبولش داریم، در سخنرانی‌ها از او حمایت می‏کنیم، دعایش می­کنیم اما مستقیماً زیر نظرش کار نمی­کنیم. خودمان در گوشه‌ای کار خودمان را می­کنیم و…» همه‌ی کارهای خیر انجام دادنش خوب است اما اصل این است که زیر نظر باشند. زیر نظر بودن الطافی دارد. برای مثال یکی از آن‌ها این است که اگر کسی زیر نظر باشد احتمال سقوط و انحرافش از بین می‌رود؛ اما خصوصیت‌های دیگری هم دارد که بعداً به آن‌ها اشاره خواهد شد.

والسلام

همچنین ببینید

جلسه عمومی ۲۱فروردین۹۷-شماره۲۹۳

جلسه:۲۹۳ تاریخ: ۲۱/۱/۱۳۹۷ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بِسْمِ اللَّه‏الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏ الحمدلله رب العالمین و …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *